حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 213

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

از دجله گذشته به بين النّهرين تاخت و بعد بىدرنگ از فرات گذشته به طرف شامات رفت و انطاكيّه را كه عروس شهرهاى آسياى غربى بود تسخير نمود و غنايم زياد از آنجا آورد دولت بيزانس كه در جاهاى ديگر مشغول جنگ و اين ضربت‌ها براى او ناگهانى بود مضطرب گرديد پس از آن مذاكرات صلح از طرف روميها شروع شد و انوشيروان كه به مقصود خود رسيده بود پيشنهاد آن را پذيرفت شرايط صلح چنين بود كه : اوّلا دولت بيزانس پنجهزار ليبراى طلا ( سيصد و بيست و پنجهزار مثقال طلا ) براى غرامت جنگ بپردازد ثانيا مبلغ پانصد ليبراى طلا ساليانه براى نگاهدارى قواى ساخلوى در دربندهاى قفقازيّه بايران تأديه كند ( 540 م . ) اين صلح هم دوامى نداشت و در سر لازيكاباز جنگ شروع شد چنان كه بيايد نوشته‌اند شهر انطاكيّه بقدرى پسند خاطر انوشيروان شد كه در نزديكى تيسفون ( مداين ) بتوسط يونانيها شهرى مشابه آن ساخت كه معروف به ( به‌ازانديو خسرو ) گرديد « 1 » جنگ براى لازيكا از جهت همجوارى ايران و بيزانس بالازيكا نفوذ هردو در اين‌جا كاملا احساس ميشد و روم در شهر پترا « 2 » ( در كنار درياى سياه ) حاكمى معين كرده بود در اين زمان حاكم آنجا تجارت را انحصارى كرد و پادشاه لازيكا كه از اين اقدام ناراضى بود بر ضدّ روميها قيام و از ايران استمداد نمود انوشيروان اين موقع را مغتنم شمرد كه حدود ايران را بدرياى سياه برساند و در آنجا بحريه‌اى تأسيس و قسطنطنيّه را در مواقع لزوم تهديد كند اين بود كه فورا قشونى برداشته وارد لازيكا شد و شهر پترا را محاصره كرده گرفت هرچند اين ولايت به تصرّف ايران درآمد و ليكن رفتار ايرانيهاى زرتشتى با اهالي عيسوى ضدّيتى بين آنها ايجاد كرد و به مقاصد انوشيروان صدمه زد پس از چند سال جنگ چون طرفين خسته شده بودند

--> ( 1 ) - يعنى شهر خسرو كه بهتر از انطاكيّه است ( 2 ) - باطوم حاليّه را ( پترا ) ميناميدند